گروه زندگی – مینا فرقانی: روانشناسان کودک معتقدند بازی با اسباببازی، غذای روانی کودکان است و از دیدگاه روانشناسی تمایل به بازی کردن و داشتن اسباببازی یکی از نشانههای سلامت عقل، کنجکاوی و هوشیاری به شمار میرود.اما امان از وقتی که بخواهیم برای کودک مان اسباب بازی مناسب پیدا کنیم. وارد یک مغازه اسباب بازی فروشی می شویم و تا چشم کار می کند یا عروسک باربی و دختر کفشدوزکی می بینیم یا لوگوی بتمن و شخصیت های انیمیشینی و خلاصه که این موضوع آنقدر چالش برانگیز هست که مخاطبان دغدغهمند فارس من پویشی را با عنوان «درخواست هویتبخشی بر اسباببازی و بازیهای فکری» ثبت کرده و در آن از نبود نظارت بر تولید و واردات اسباببازی گلایه کرده اند. این پویش بهانه ای می شود برای گفتن از چالش هایی عجیب و غریب در حوزه اسباب بازی.
*برای آموزش، اسباببازی میسازم
«محمد رستمی»؛ مهندس ۲۶ساله مکانیک، مدیر، مؤسس و مسئول گروه «مهارتآموز» است. او سالها در حوزهٔ طراحی و تولید اسباببازی کار کرده و حالا قرار است از چالش های این حوزه برایمان بگوید؛ «کار اصلی من طراحی و تولید بستههای آموزشی است که کاربرد اسباببازی هم دارند. در واقع ذات این بستهها آموزش است. بعضی از مدلها را میتوانیم اسباببازیتر ببینیم که به آنها اسباببازی آموزشی میگوییم. یعنی مخاطب از ساخت اسباببازی، یاد میگیرد. بعضیهایشان هم در دستهٔ مدل یا ماکت طبقهبندی میشوند.»
محمد رستمی، کارآفرین و تولیدکنندهٔ اسباببازی و بستههای آموزشی
*قوانین، ناکارآمد و مانع تولید هستند
حوزهٔ اسباببازی یکسری قوانین ثبتی دارد که ناکارآمد است. این گلهٔ بسیاری از تولیدکنندههای اسباببازی است. رستمی در این باره میگوید: «منِ تولیدکننده اگر اسباببازی تولیدی خودم را در شورای نظارت بر اسباببازی ثبت کنم، حتی اگر کسی اسباببازیام را کپی کند، هیچ اتفاقی نمیافتد. نهایتش این است که با کپیکننده تماس بگیرند و بگویند لطفاً رنگ یا بستهبندیاش را عوض کن!
ثبت اسباببازی، بیشتر از اینکه به تولید اسباببازی کمک کند، مانع تولید آن است. رسماً یک صنف تشکیل شده که داوری و سنجش اسباببازی به دست افراد همان صنف افتاده است. خیلی غیرمنطقی است کسانی که خودشان در بازار، تولیدکننده و ذینفع هستند، داوری و سنجش را هم انجام بدهند.
مسائلی هم هست که دوستان به حق با آن مشکل دارند. مثلاً چون اسباببازی خواب سرمایهاش زیاد است، حاشیهٔ سودش باید برای دلال زیاد باشد تا حاضر باشد معاملهاش کند. درج قیمت تولیدکننده روی اسباببازی باعث شده دلالها برای معاملهٔ اسباببازی رغبت کمتری نشان دهند.»
*جرأت نمیکنیم طرحمان را ثبت کنیم
این تولیدکنندهٔ اسباببازی با اشاره به اینکه هرگز جرأت نکرده طرح هیچکدام از اسباببازیهای تولیدیاش را ثبت کند میگوید: «برای ثبت طرح اسباببازی باید تمام جزئیات طراحی آن را به شورای نظارت بر اسباببازی تحویل دهید؛ یعنی به کسانی که خودشان تولیدکننده هستند. من چنین جرأتی ندارم! از کجا معلوم که ایدهاش کپی نشود؟ نمیتوانیم از مالکیت معنوی ایدههایمان دفاع کنیم؛ خصوصاً تولیدکنندههای خرد.
بخش زیادی از اسباببازیهای بازار کپی اسباببازیهای خارجی است که در داخل هم تولید میشود. اگر کسی از این کپی، کپی کند، چه میشود؟ از لحاظ قانونی مشخص نیست که این کپی، چه حکمی دارد.
این را بگذارید کنار این مسأله که کسانی که اسباببازیها را ثبت میکنند و قرار است مانع از کپی آنها بشوند، خودشان تولیدکنندهٔ کلان اسباببازی هستند…»
اسباببازیها باید با طراحی دقیق به شورا ارائه شوند
*معیاری برای تشخیص خوبی یا بدی اسباببازی نداریم
ظاهراً بدون اینکه معیارهایی برای سنجش میزان فایده و ضرر اسباببازیها تعیین شود و نظارتی بر این معیارها وجود داشته باشد، صرفاً بر ثبت طراحی آن تأکید شده است. رستمی در این باره میگوید: «شورای اسباببازی فقط میخواهد اسباببازی را ثبت کند و سنجهای برای درک اینکه این اسباببازی مفید است یا مضر، خطرناک است یا بیخطر، و… ندارد. سازمان استاندارد بعضی از سنجهها را دارد. اما اسباببازیهای دارای نشان استاندارد بسیار کم هستند. و شورای اسباببازی هم اصلاً تأکیدی بر استاندارد ندارد.غیر از استانداردهای اخلاقی و فرهنگی که نیاز داریم و اصلاً تعریف نشده، استانداردهای ایمنی هم سنجههای درست و پیگیری دقیقی ندارد.»
*باید در حوزهٔ فرهنگی مراقب بازیها باشیم
از لحاظ فرهنگی اصلاً تعریفی دربارهٔ اسباببازی خوب فرهنگی و اسباببازی بد فرهنگی وجود ندارد، چه برسد به نظارت در این خصوص. رستمی میگوید: «کسانی که دغدغه دارند باید بروند مطالعه کنند که لااقل حالا که نظارت نیست، خودشان مراقب باشند و اسباببازی نامناسبی تولید نکنند.
اکثراً با قصد و غرض کار نمیکنند. فقط میخواهند چیزی تولید کنند و بفروشند. بیشترشان هم از نمونههای خارجی کپی میکنند که قاعدتاً خیلیهایشان با فرهنگ ما همخوان نیست.
اگر بخواهیم سختگیرانه و موشکافانه برخورد کنیم همین بازی «شب مافیا»، اساسش بر دروغگویی است. البته من شخصاً به این بازی ایراد نمیگیرم، چون میگویم اساسش بر استدلال هم هست. اما در نمادگرایی، طراحی، نوع اسمها و… باید مراقبت شود. مثلاً در بعضی بازیهای صفحهای روی کارتها «معشوقه» و اسمهای بدتر از این هم هست. اینکه ذات خود بازی بد است، کنار.»
*شورا از تولیدکنندهها حمایت قانونی نمیکند
توقعی که از یک شورای نظارتی میرود این است که نظارت کند و در شرایط تعریفشده قدرت لازم برای برخورد و اجرای قانون را داشته باشد. اما شورای نظارت بر اسباببازی نهتنها نظارت نمیکند، بلکه قدرت برخورد هم ندارد. رستمی این مسأله را اینطور شرح میدهد: «وقتی اسباببازی را ثبت کنیم، تولیدش سختتر میشود. فرض کنید یک گروه دانشجویی و استارتاپی که تولیدکنندهٔ خرد هستند، تازه میخواهند یک اسباببازی را تولید کنند و به جایی برسانند، بعد وارد چرخهٔ تولید و کارهای شرکتی بشوند و مراحل پیشرشد و رشد را طی کنند. این گروه برای حفظ مالکیت معنوی، محصول خود را ثبت میکند.
ثبت هم به صورت حقیقی ممکن است هم به صورت حقوقی. البته چون این ثبت پشتیبانی ندارد، ارزشمند نیست. چون به راحتی میتوان محصول را کپی کرد، امتیازش خرید و فروش نمیشود. این شورا ید قدرتی برای حمایت از طرحهایی که پول گرفته و وقت افراد را تلف کرده تا ثبت کند ندارد. در واقع شما با ثبت اسباببازی، طرح خود را در معرض خطر لو رفتن قرار میدهید؛ بدون اینکه چیزی عایدتان شود.»
ثبت محصول، آن را در معرض خطر لو رفتن قرار میدهد
*اعضای شورا نباید در بازار ذینفع باشند
هر عقل سلیمی اقرار میکند که برای جلوگیری از فساد و کمک به پیشرفت یک حوزه، افراد تصمیمگیر نباید در همان بازار ذینفع باشند. رستمی با توصیف اشکالات حوزهٔ اسباببازی در این زمینه میگوید: «وقتی محصول ثبت میشود، برای تولیدش باید مجوز خاص بگیرید که ثابت کند کارآفرین هستید. برای اثبات کارآفرینی هم حتماً باید بیمه بپردازید. اگر گروهی کسبوکار خانگی راه انداخته باشند و اصلاً به آن حد از رشد نرسیده باشند که بخواهند لیست بیمه رد کنند، عملاً دیگر نمیتوانند طرح خودشان را تولید کنند. این یکی از گرههای اساسی این موضوع است.
تا کنون هر قانونی که در حوزهٔ اسباببازی ثبت شده، حمایتی نه، که ممانعتی و انحصارساز بوده. علتش هم مشخص است. بیشتر کسانی که در کمیسیون بودهاند و قانون آوردهاند، خودشان ذینفع بودهاند. قضاوت نمیکنیم. فقط میگوییم کسی که ذینفع است، در حالت کلی ذهنش به آن سمت حرکت میکند و بر اساس ایدههای خودش قانون را پیگیری میکند.».
*حوزه اسباببازی واقعاً بیصاحب است
ردهبندی اسباببازیها درست مشخص نیست. مثلاً برای اسباببازیهای آموزشی که فقط در آموزش و پرورش کاربرد دارند، مشخص نیست به کجا باید مراجعه کرد؛ آموزش و پرورش، شورای نظارت بر اسباببازی یا…
رستمی دربارهٔ نمایشگاه اسباببازی نیز میگوید: «در نمایشگاه اسباببازی که چند سال است برگزار میشود، تخلفاتی اتفاق میافتد. مثلاً هر کسی را ثبتنام نمیکنند. گاهی جای غرفهها را عوض میکنند و بچههای خارج از کانون را به غرفههای پرت میفرستند. اعضای کانون را در اولویت قرار میدهند و… این باندبازیها، برخوردهای سلیقهای و نبود یک صاحب قانونی درست برای حوزهٔ اسباببازی بیچارهکننده است.
من هیچوقت در این نمایشگاهها شرکت نمیکنم. چون بعداً باعث دردسرهای قانونی و پیچیده میشود. یعنی تبعاتش برایمان بیشتر است تا آوردهاش.».
*کسبوکارهای خرد، مناسب بازار اسباببازی
گاهی عدهای تولیدکنندهٔ کلان اسباببازی میگویند «ما داریم اسباببازی تولید میکنیم، دیگر چه لزومی دارد تولیدکنندههای خرد وارد بازار شوند؟». رستمی در این باره میگوید: «چرا وارد نشوند؟ ما بازار بزرگی داریم و واردات زیادی انجام میشود. اتفاقاً باید تسهیلگری بیشتر شود تا خودمان تولید کنیم و نیاز به واردات نداشته باشیم. باید آموزش داده شود تا اسباببازی کلان تولید شود. از آن طرف هم قانون و نظارت درست ایجاد شود تا بازار را با تولید داخلی تأمین کنیم.
تولید اسباببازی در خیلی از موارد میتواند یک کسبوکار خانگی تعریف شود و نیاز به کسبوکار کلان ندارد. چون خیلی از بخشهای تولید (مثل قالبگیری) را میتوان با توجه به لجستیک کشور ما، برونسپاری کرد و نهایتاً یک محصول خوب ارائه داد. این تولید میتواند در افزایش تولید ناخالص، ایجاد شغل، گردش مالی، جلوگیری از خروج ارز و… بسیار کمککننده باشد. اما متأسفانه هستهای که برای حمایت از اسباببازی تشکیل شده، تقریباً ۹۰درصدشان در بازار ذینفع هستند. این اشکال قانون است.»
انتهای پیام/