به گزارش پردیسان آنلاین، کشت جایگزین بهعنوان راهکاری اساسی در رویارویی با چالشهای ایران، بهویژه در زمینه کمآبی و تغییرات اقلیمی، مطرح شده است، این روش شامل جایگزینی محصولات پرآببر با گیاهانی است که نیاز آبی کمتری دارند و با شرایط اقلیمی کشور سازگارتر هستند، بهعنوان مثال در استان مازندران، محصولاتی مانند سویا، پنبه، ذرت و علوفه بهعنوان کشتهای جایگزین برنج معرفی شدهاند که میتوانند مصرف آب را کاهش داده و بهرهوری را افزایش دهند.
یکی از نمونههای موفق کشت جایگزین در ایران، معرفی گیاه کینوا است، این گیاه بهدلیل مقاومت بالا در برابر خشکی و شوری خاک، به عنوان جایگزینی مناسب برای برنج در بعضی مناطق کشور معرفی شده است. با این حال توسعه پیدا نکردن بازار مناسب برای این محصول باعث شده تا استقبال کشاورزان از کشت آن کاهش پیدا کند و آن طور که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
همچنین اجرای موفق کشتهای جایگزین در ایران با چالشهایی روبهرو است و کاهش سطح زیر کشت، نیاز به تدوین الگوی کشت مناسب و هماهنگی با تغییرات اقلیمی از جمله این چالشها هستند، گزارشها نشان میدهند که معرفی کشتهای جایگزین به کشاورزان با مشکلاتی روبهرو بوده است و نیاز به برنامهریزی جامعتر و حمایتهای بیشتر در این زمینه احساس میشود.
برای تأمین امنیت غذایی پایدار، باید سیاستهای کشاورزی را بر اساس نیازهای واقعی تنظیم کرد و مهم است که بین تولید داخلی، جایگزینی مناسب محصولات و حفظ منابع طبیعی تعادل برقرار شود تا در آینده درگیر چالشهای مختلف در این زمینه نشویم.
تأثیر شرایط اقلیمی و شناخت محیطهای کشاورزی بر انتخابهای جایگزین کشت
عبدالمجید شیخی، کارشناس اقتصاد کشاورزی در گفتوگو با خبرنگار پردیسان آنلاین گفت: حفظ شرایط اقلیمی و شناخت محیطهای کشاورزی تأثیر بسزایی در انتخاب محصولات دارد. در این راستا، لازم است متغیرهای مؤثر در انتخاب جایگزینها بررسی شوند تا کالاهای راهبردی در اولویت تولید قرار گیرند، محدودیتهایی نظیر کمبود آب ایجاب میکند که محصولاتی با نیاز آبی کمتر انتخاب شوند، علاوه بر این محصولات جایگزین باید به نحوی انتخاب شود که در صورت کمبود یک محصول اصلی، بتوان از آنها بهره گرفت.
وی افزود: نمونههایی از جایگزینی محصولات شامل مصرف برنج به جای گندم در بعضی مناطق و مصرف سیبزمینی در کشورهای آسیای میانه بوده، با این حال الگوی مصرف ایران متفاوت است و گاهی جایگزینی کامل امکانپذیر نیست، بلکه موارد باید در قالب تکمیل زنجیره مصرف بررسی شود، به عنوان مثال باید بگوییم افراد نمیتوانند بهطور کامل نان را با سیبزمینی جایگزین کنند، اما میتوانند درصدی از آن را در سبد غذایی خود تغییر دهند.
کارشناس اقتصاد کشاورزی تصریح کرد: یکی از مسائل مهم در زمینه زنجیره مصرف تأمین غلات و روغن خوراکی است که سهم زیادی در امنیت غذایی دارد، این گروه کالایی باید در اولویت تأمین و تنظیم بازار قرار گیرد، همچنین سیاستگذاری صحیح در این حوزه میتواند به افزایش بهرهوری کشاورزی و کاهش وابستگی به واردات منجر شود.
شیخی ادامه داد: در حال حاضر حدود ۹۰ درصد روغن خوراکی کشور از طریق واردات تأمین میشود و سیاستهای راهبردی باید به گونهای تنظیم شوند که تولید داخلی دانههای روغنی افزایش پیدا کند، در این راستا روش صحیح این است که به جای استفاده از زمینهای مسطح و مزارع غلات برای کشت دانههای روغنی زراعی بر توسعه کشت درختان روغنی همچون زیتون تمرکز شود.
وی با اشاره به کشت کلزا در کشور بیان کرد: بسیاری از اراضی به کشت کلزا اختصاص یافته است که علاوه بر نیاز بالای آبی، تغییر کاربری اراضی کشاورزی مهمی همچون گندم و جو را به دنبال دارد، در مقابل زیتون مزایای متعددی دارد؛ این درخت به زمینهای مسطح نیازی ندارد، طول عمر بیشتری دارد و مصرف آب کمتری نسبت به کلزا دارد، بنابراین جایگزینی کلزا با زیتون یک راه حل منطقی و پایدار محسوب میشود که با کشت آن میتوان شاهد نتایج مثبتی بود.
بررسی تجربههای موفق در جایگزینی کشت / تمایز میان جانشینی و جایگزینی رعایت شود
کارشناس اقتصاد کشاورزی با اشاره به تجربههای موفق در جایگزینی کشت عنوان کرد: در بعضی مناطق ایران، تغییر الگوی کشت نتایج مثبتی به همراه داشته است، طرح جهش تولید گندم یکی از برنامههای موفق بوده که با ارائه مشوقهای لازم، موجب افزایش تولید شده است، بنابراین مهم است که برای رسیدن به نتایج مثبت در این زمینه باید از متخصصان وزارت جهاد کشاورزی اطلاعات دقیقتری دریافت کرد.
شیخی با اشاره به آینده جایگزین کشت در کشور خاطرنشان کرد: آینده جایگزینی محصولات کشاورزی در کشور را میتوان با توجه به سه اصل کلیدی ارزیابی کرد؛ اول، بررسی الگوی مصرف، دوم توجه به تفاوت میان جایگزینی و جانشینی و سوم در نظر گرفتن تصمیمات درست در سیاستگذاری کشاورزی است که باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
وی ادامه داد: لازم است بدانیم مصرف سیبزمینی نمیتواند بهطور کامل جایگزین گندم و برنج شود، زیرا این محصولات در رژیم غذایی مردم نقش مکمل دارد و جایگزین کامل نیست، بنابراین ضروری است که تمایز میان جانشینی و جایگزینی رعایت شود، محصولات جانشین، محصولاتی هستند که در صورت کمبود یک کالا، مصرف آنها افزایش پیدا میکند، اما جایگزین محسوب نمیشوند، در مقابل محصولات جایگزین میتواند در صورت لزوم جای یک محصول دیگر را بگیرد.
کارشناس اقتصاد کشاورزی درباره عوامل تهدیدکننده امنیت غذایی عنوان کرد: امنیت غذایی تحت تأثیر دو نوع عوامل ارادی و عوامل غیرارادی قرار دارد؛ از جمله عوامل ارادی میتوان به واردات و تولید محصولات تراریخته که میتواند موجب بیماریهای مختلف شود، کاهش تولید محصولات ارگانیک و افزایش مصرف کودهای شیمیایی و آفتکشهای مضر، تغییر کاربری اراضی کشاورزی برای تولید محصولات غیرضروری مانند کیوی بهجای برنج، استقرار صنایع پرمصرف در مناطق کمآب اشاره کرد.
شیخی درباره عوامل غیرارادی که امنیت غذایی را تحت تأثیر قرار میدهد، تصریح کرد: کاهش بارندگی و خشکسالی که بر میزان تولید کشاورزی تأثیر میگذارد، ورود آفات و گونههای مضر وارداتی که به محصولات کشاورزی آسیب میزند و تغییرات اقلیمی و تأثیر آن بر منابع آبی و کیفیت خاک از جمله موارد غیرارادی که امنیت غذایی را تحت تأثیر قرار میدهد.
وی درباره راهکارهای مقابله با تهدیدهای امنیت غذایی برای مقابله با چالشهای موجود عنوان کرد: توسعه آبخوانداری و مدیریت صحیح منابع آبی، کاهش وابستگی به واردات از طریق توسعه تولید داخلی، بهکارگیری تکنولوژیهای نوین کشاورزی برای بهینهسازی مصرف آب و افزایش بهرهوری، جلوگیری از تغییر کاربری زمینهای کشاورزی و حفظ اراضی مستعد برای تولید محصولات اساسی از جمله راهکارهایی است که میتوان با بهکارگیری آن با تهدیدهای امنیت غذایی مقابله کرد.
بر این اساس، کمبود آب به یکی از چالشهای اساسی در بسیاری از کشورها، به ویژه مناطق خشک و نیمه خشک تبدیل شده است. با توجه به تغییرات اقلیمی و کاهش منابع آب زیرزمینی، ضرورت بازنگری در الگوی کشت و مصرف آب بیش از پیش احساس میشود، در این میان جایگزینی محصولات کشاورزی پرآب با گونههای مقاوم مانند زیتون و اصلاح الگوی مصرف، از جمله راهکارهای مؤثر برای مدیریت پایدار منابع آب است، بنابراین بررسی سایر راهکارها مؤثر بر اساس دادههای علمی و تجربیات موفق بینالمللی نیز میتواند در این زمینه کمککننده باشد.
بخش کشاورزی، طبق آمار وزارت جهاد کشاورزی با مصرف بیش از ۹۰ درصد منابع آب شیرین در کشور نقش عمدهای در تشدید بحران کم آبی دارد، کشت محصولاتی مانند برنج، نیشکر و هندوانه که به آب فراوان نیاز دارند، در مناطق کم آب، فشار بر منابع آب را افزایش داده است، با توجه به بحران آب جایگزینی محصولات پرآب با زیتون و تغییر الگوی مصرف آب از راهکارهای کلیدی برای مدیریت این چالش است، تجربیات کشورهای موفق در این زمینه نشان میدهد که این روشها نه تنها مصرف آب را کاهش میدهد، بلکه از نظر اقتصادی نیز سودآور است، بنابراین با برنامهریزی دقیق، آموزش کشاورزان و حمایت دولتی، میتوان به سمت کشاورزی پایدار و مقاوم در برابر کم آبی حرکت کرد.